گرانترین مربی جام جهانی 2010 (در ادامه مطلب )
حقایق جالبی درباره جام جهانی (در ادامه مطلب)
گزارشی از افتتاحیه پرزرق و برق جام جهانی (در ادامه مطلب)
عوامل عدم صعود ایران در افتتاحیه جامجهانی! (در ادامه مطلب)
درخواست ملتمسانه دختران مارادونا از او: بابا! درست لباس بپوش (در ادامه مطلب)
گرانترین مربی جام جهانی 2010

او با دستمزد 9 میلیون و 900 هزار دلار عنوان گرانترین مربی رقابت های فوتبال جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی را به خود اختصاص داد.
به گزارش «فردا» به نقل از سایت فدراسیون فوتبال ، مسئولان فدراسیون فوتبال انگلیس با استخدام کاپلو، این مربی 63 ساله ایتالیایی، با دستمزد 9 میلیون و 900 هزار دلار قصد دارند پس از 44 سال به مقام قهرمانی جام جهانی دست یابند.
"مارچلو لیبی"، سرمربی تیم ملی ایتالیا، نیز با 4 میلیون و 100 هزار دلار دومین مربی گران قیمت جهانی جهانی 2010 است.
این مربی پس از قهرمانی ایتالیا در جام جهانی 2006 اعلام بازنشستگی کرد اما، عملکرد ضعیف این تیم در جام ملت های اروپا در سال 2008 باعث شد تا بار دیگر لیبی به میادین فوتبال باز گردد.
بر اساس این گزارش، یوآخیم لو در سال 2006 جانشین یورگن کلینزمن سرمربی تیم ملی آلمان شد و این تیم را به فینال یورو 2008 رساند اما، در این مرحله مغلوب اسپانیا شد.
لو با دستمزدی معادل سه میلیون و 300 هزار دلار سومین مربی گران قیمت جام جهانی خواهد بود.
اسون گوران اریکسون سرمربی تیم ملی ساحل عاج با سه میلیون دلار، بیسنته دل بوسکه سرمربی تیم ملی اسپانیا با دو میلیون و 200 هزار دلار و کارلوس کوئرش سرمربی تیم ملی پرتغال با دو میلیون دلار در رتبه های چهارم تا ششم این فهرست قرار دارند.
همچنین کارلوس آلبرتو سرمربی ملی آفریقای جنوبی، دونگا سرمربی تیم ملی برزیل، باب بردلی سرمربی تیم ملی آمریکا و رباح سعدان سرمربی تیم ملی الجزایر در مکان های هفتم تا دهم گران قیمت ترین مربیان جام جهانی ایستاده اند.
حقایق جالبی درباره جام جهانی

از بافانا بافانا تا سورپرایز موریری…
ادامه مطلب
برچسب ها: خبرهایی از جام جهانی، جام جهانی 2010، عکس های جام جهانی 2010،
گوشه هایی از جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی


ادامه مطلب
برچسب ها: گوشه هایی از جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی، جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی، جام جهانی 2010، جام جهانی،
پدر جان ، نگاه مهربان و صدای دلنشینت همیشه مرحم دل من در این غربت است ، بدان که برای من بهترینی . روز پدر مبارک باد .
پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون
پدرم با صمیم قلب از تو تشکر میکنم ، نه به خاطر اینکه به من محبت کردی و جوانمردیم آموختی ، نه به خاطر اینکه راه و رسم مردانگیم آموختی ، به خاطر اینکه با آن سیلی که به من زدی ، عشق و صفا و آزادگیم آموختی . پدر جان روزت مبارک .
پدر ، نام تو تکیه گاه من است . روز پدر رو خدمت شما پدر عزیزم تبریک عرض میکنم .
پدر جان ، باش و با بودنت باعث بودن من باش . روزت مبارک . از صمیم قلب دوستت دارم . . .
ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم
پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون
با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون
هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها
هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا
تبریک به كسی كه نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سكوت، مهربانی و... بسیار سخت است
پدرم روزت مبارک
پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست . روزت مبارک باباجون
برچسب ها: اس ام اس روز پدر، اس ام اس، روز پدر،
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد .

در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد: گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!
برچسب ها: داستانک، داستان، داستان کوتاه،

«نیما حسنینسب» منتقد سینما و مجری مراسم افتتاحیه فیلم «هفت دقیقه تا پائیز» در نامهای گلایهآمیز خطاب به «هدیه تهرانی» نوشت: چگونه است كه آن شكل حضور در آن فستیوالهای خارجی را جایز میدانید و حضور در یك مراسم داخلی را نه؟
به گزارش فارس «نیما حسنینسب» منتقد سینما، مدیر سایت سینمای ما و مجری مراسم افتتاحیه فیلم «هفت دقیقه تا پائیز» در نامهای به اظهارات «هدیه تهرانی» در رسانهها پاسخ داد.
در بخشی از این نامه خطاب به این بازیگر سینما آمده است: «قصه نیامدن شما به مراسم فرش قرمز فیلم «هفت دقیقه تا پائیز» با عذرخواهی من از حاضران تمام شد. خوشبختانه عدم حضورتان لطمهای به جذابیت و گرمای مراسم نزد و بعد از توضیح و پوزشخواهی من - جز یك نفر - كسی سراغی هم ازتان نگرفت و اعتراضی نكرد. موضوعی كه بهانه این چند خط شد، نقل قولی بود كه از شما در رسانهها منتشر شد و در آن گفته بودید: «مردم خود بهتر میدانند كه من معمولا در چنین برنامههایی كه با سروصدا و تشریفات خاص همچون پیادهشدن از لیموزین و راهرفتن بر روی فرش قرمز و ... باشد، حاضر نمیشوم و اصولا این حضور را به دلیل عدم تناسب با شرایط جامعه جایز نمیدانم».
خانم تهرانی؛ مردمی كه ادعا كردید بهتر میدانند، این روزها خیلی آسان به اینترنت دسترسی دارند و با یك جستجوی ساده در گوگل و سایتهای دیگر میتوانند عكسهای شما را با ژستهای عجیب در مراسمهای مشابه جشنوارههای درجه دوی غربی مثل سن سباستین ببینند. آن عكسها و آن جشنواره كه یادتان هست؟
همین مردم حتماً قضاوت خواهند كرد كه این تصاویر و این ژستهای جلوی دوربین عكاسان جهانی با شرایط فرهنگی جامعه ایران كه شما در آنجا نمایندگیاش میكردید تناسبی دارد یا نه؟ اعتراف میكنم كه از هوش و درایت شما بعید میدانستم كه در توضیح و توجیه عدم حضورتان در یك مراسم افتتاحیه داخلی برای مردم سینمادوست و علاقمند چنین استدلال كنید كه: «اصولا این حضور را به دلیل عدم تناسب با شرایط جامعه جایز نمیدانم». چگونه است كه آن شكل حضور در آن فستیوالهای خارجی را جایز میدانید و این یكی را نه؟ واقعاً اگر آن همه تلاش و تكاپو برای رساندن فیلم بهمن قبادی به فستیوال كن (یادتان كه هست؟) نتیجه میداد، از لیموزین و فرش قرمز و مراسم آنجا هم همینطور دوری میكردید؟! یا اگر همراه با سازنده «شیرین» پایتان به فستیوالهای ریز و درشت جهانی میرسید، باز هم به عدم تناسب فرهنگی و این جور چیزها فكر میكردید؟!
در ادامه این نامه آمده است: «خانم تهرانی؛ متاسفم كه تمام تلاشهای ده سالهتان برای راه رفتن روی فرش قرمزهای جشنوارههای فرنگی بینتیجه ماند. كاش لااقل به حرمت كشورتان، مردمی كه دوستتان دارند و كسانی كه با احترام و اشتیاق زیر پای بازیگر هنرمند كشورشان فرش قرمز پهن كرده بودند، این چند جمله را نمیگفتید. شاید آنوقت عدم حضورتان در مراسم كمتر آزاردهنده و توهینآمیز جلوه میكرد. شاید آن وقت كمتر كسی به فكرش میرسید ازتان بپرسد در شرایط ملتهب سال گذشته چطور آن همه وقت و انرژی و هزینه را صرف پرتجملترین و گرانترین نمایشگاه هنرهای تجسمی ایران كردید و منابع مالی آن همه تجمل و تفنن برای مكاشفه در باب قطرات آب و باران را چگونه تامین كردید؟! واقعاً برپایی نمایشگاه بزرگ عكسهای طبیعت در آن روزهای عجیب با «شرایط جامعه» تناسب داشت كه حالا در مقابل یك افتتاحیه كوچك اما پر احترام برای هنرمندان و سینماگران خوب ایرانی دم از عدم تناسب با شرایط جامعه میزنید؟ ... اجازه بدهید این حكایت را بگذارید و بگذاریم برای وقت دیگر.
در بخش دیگر نامه حسنینسب آمده است: ... اما اینكه گفتهاید "به هیچ عنوان و به هیچ كس قول شركت در مراسم را ندادم " توهینی آشكار به آنهاییست كه حضور شما را از قول خودتان به سایت «سینمای ما» و خود من خبر دادند. آقای جمال ساداتیان، تهیهكننده، و آقای علی تیموری، دستیار و برنامهریز «هفت دقیقه تا پائیز» كه زحمت دعوت از عوامل و جمعكردنشان در روز مراسم برعهده ایشان بود، قول و وعده حضورتان را به ما اعلام كردند و ما هم در سایت خبرش را دادیم.
نه من و نه هیچ كدام از همكاران سایت سینمای ما در این دعوت و خبررسانی دخالتی نداشتیم و همه چیز را به عهدهی تهیهكننده و برنامهریز فیلم گذاشیم. تكذیب شما اتهام مستقیم دروغگویی به نزدیكترین همكارانتان در فیلم است كه لابد خودشان اگر صلاح بدانند پاسخ خواهند داد. فقط ایكاش علی تیموری عزیز متن آخرین اساماس شما را كه نیم ساعت پیش از شروع مراسم فرستادید، نگه داشته باشد
برچسب ها: هدیه تهرانی، بازیگران ایران، سینما، سینمای ایران،


















